تو بودی
دل تو وصلتی با شیشه دارد
به خاک مهربانی ریشه دارد
تو تکرار نفس در سینه هایی
تو استمراری از آئینه هایی
تو در قحطی عشق پا بند بودی
تو خند یدی ولی در بند بودی
ذ لال آب را آبی ترینی
برای عشق پاکم بهترینی
تو در آیینه ها تکثیر گشتی
تو از خواب شفق تعبیر گشتی
تو مفهو م گل آلاله هستی
تو تصویری برای ژاله هستی
تو تفسیر صداقتها و نوری
تو در مرگ شقایقها صبوری
برای ساقه هایم ریشه هستی
تو از جنس لطیف شیشه هستی
تو بودی ساکن کوی شقا یق
دلیل سرخی روی شقایق
به لهن آبی آب از تو گفتم
به رنگ شعر مهتاب از تو گفتم
تو هم رنگ گل آیینه هستی
صمیمی با صفا بی کینه هستی
نگاه تو شمیم آب دارد
و جادویی برای خواب دارد
ز احساسم بیان آخرینی
چو باران بر عطش شور آفرینی
شاعر:مژگان كشوري
+ نوشته شده در جمعه هشتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 12:20 توسط زهره
|
حال دل با تو گفتنم هوس است