رباعیات میلاد عرفان پور
تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!
با هر دل خسته آشنایی،ای صبر!
گفتند همانکه غم دهد صبر دهد
غم آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!

ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش
با دوست مجال گفتگو باشد کاش
عمری به هوای دل خود زیسته ایم
جان دادن ما برای او باشد کاش

سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرکه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمده ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ
او با دم تیغ آمده ما با دل تنگ
ما رود مدامیم بگویید به تیغ
ما شیشه ی عطریم بگویید به سنگ

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 10:21 توسط زهره
|
حال دل با تو گفتنم هوس است