کره زمین جاسیگاری بزرگی است که
جلوی تمام میهمان هایم می گذارم
یکی خاکسترش را
بر ارتفاعات البرز می تکاند
یکی فیلترش را ازلب می کند و
ماهی های آمازون را دودی می کند
اصلا بدون سیگار
نمی شود جهانگردی کرد
شنیده ام در فیلیپین
حلقه های دود سیگارم را
دخترانی دور کمر می اندازند و می چرخانند
در آمریکا با آتش سیگارم
از تروریست ها حرف می کشند
و در زلزله ی اخیر بم
کلکسیون سیگارهایم به هم ریخت
می دانم
امشب پدرم به خاطر این همه جرم
از کره زمین
بیرونم می کند!
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 11:20 توسط زهره
|

حال دل با تو گفتنم هوس است