من راه می روم من راه می روم

در خیابانهای شهر من راه می رم

به کجا می روم من راه می روم

با پاهای خسته م راه می روم

من چرا راه می روم

به کجا می روم 

من راه می روم

تق تق طق صدا می دهد

من راه می روم او راه می رود

با گام های خسته من ر اه می روم 

او راه می رود

او خسته می شود

من راه می روم 

او ماند من هنوز هم راه می روم

کفشهایم پاره من راه می روم

من با تنهایی خود هم راه می روم

من باسایه خود همراز بوده ام 

من راه می روم او راه می رود

پایان من کجاست من راه می روم

با یاد تق تقش من راه می روم

با یاد او هنوز من راه می روم

تنهایی هر روز فریاد می زند دیگر بس است بمان

بایاد او هنوز من راه می روم

فرسوده شد دلم فرسوده شد تنم من راه می رم

ای عشق پاک من بایاد تو هنوز من راه می روم