ای سراپا
به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت... همه جا
من به هر حال، که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان
تو بیا...
تو بمان با من، تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر... تو ببند...
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصۀ ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعۀ جانم باقی ست
آخرین جام این جرعۀ تهی تو بنوش
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی...
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:59 توسط زهره
|
حال دل با تو گفتنم هوس است