اردیبهشت
زم خوبان شد مناسب روز جشن است و سرور
می خرامد گلرخی خندان خماران را عبور
زیر پای نازکش گل های قالی غنچه زد
یاس خوشبو گوشه ای پنهان ؛ نمی شاید حضور
بیصدا آیینه از عمق وجودش آرزو
کاش می شد خاطر خوبش به ما اینجا خطور
شمع روشن مضطرب ، بی تاب و گریان منتظر
ای مسیحا ، زنده کن جانم به شورانم ز گور
دشت و صحرا غرق گل ، شاد آمده اردیبهشت
خوب و نیکو سیرتی نیکو سرشت آمد ، چو حور
بر لب یاران مبارک باد و او را هدیه ها
دست خالی آمدم بر ما ببخشاید ، قصور
(بی نشان) چیزی ندارد لایق دستان او
گر قبول افتد همین ؛ دلگیر می خندد ز دور
می خرامد گلرخی خندان خماران را عبور
زیر پای نازکش گل های قالی غنچه زد
یاس خوشبو گوشه ای پنهان ؛ نمی شاید حضور
بیصدا آیینه از عمق وجودش آرزو
کاش می شد خاطر خوبش به ما اینجا خطور
شمع روشن مضطرب ، بی تاب و گریان منتظر
ای مسیحا ، زنده کن جانم به شورانم ز گور
دشت و صحرا غرق گل ، شاد آمده اردیبهشت
خوب و نیکو سیرتی نیکو سرشت آمد ، چو حور
بر لب یاران مبارک باد و او را هدیه ها
دست خالی آمدم بر ما ببخشاید ، قصور
(بی نشان) چیزی ندارد لایق دستان او
گر قبول افتد همین ؛ دلگیر می خندد ز دور
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 0:10 توسط زهره
|
حال دل با تو گفتنم هوس است