باز باران بارید 

باز قطره های باران از کلبه ی تنهاییم چکه می کند

نگاه سردت را به یادم می آورد

تا بودی نگاه غریبت با من بود

حال که رفتی چه زود فراموشم کردی

اما هنوز هم خاطرم را به سوی یاد تو سوق میدهم